خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . علوم انسانی
2 . بشریت
3 . انسانیت
[اسم]
humanity
/hjuːˈmænəti/
قابل شمارش
[جمع: humanities]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
علوم انسانی
1.Jennifer has always been more interested in humanities than science.
1. "جنیفر" همیشه بیشتر علاقهمند به علوم انسانی بوده تا علوم تجربی.
2
بشریت
بشر
معادل ها در دیکشنری فارسی:
انسانیت
بشریت
آدمیت
مترادف و متضاد
humankind
mankind
crimes against humanity
جنایات علیه بشریت
3
انسانیت
دلسوزی، محبت، [وابسته به صفات خوب انسانی]
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آدمیت
انسانیت
مترادف و متضاد
compassion
1.The prisoners were treated with humanity.
1. با آن زندانیان، با انسانیت رفتار شده بود.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
humanities
humanitarianism
humanitarian
humanistic learning theory
humanistic discipline
humanization
humanize
humankind
humanlike
humanly
کلمات نزدیک
humanitarianism
humanitarian
humanist
humanism
humanely
humankind
humanlike
humanly
humanoid
humble
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان