خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . به منظور
[حرف اضافه]
in order to
/ɪn ˈɔrdər tu/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
به منظور
برای
معادل ها در دیکشنری فارسی:
برای
تا اینکه
1.She worked all summer in order to save enough money.
1. او کل تابستان را به منظور [برای] جمع کردن پول کافی، کار کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
in order that
in order for
in order
in opposition to
in opinion
in other words
in own right
in own time
in parallel with
in parenthesis
کلمات نزدیک
in order
in one's shoes
in one's mind's eye
in no way
in no time flat
in other words
in particular
in passing
in person
in pieces
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان