Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . به باد انتقاد گرفتن (گفتاری)
[فعل]
to lambaste
/ˌlæmˈbæst/
فعل گذرا
[گذشته: lambasted]
[گذشته: lambasted]
[گذشته کامل: lambasted]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
به باد انتقاد گرفتن (گفتاری)
سخت کتک زدن (جسمی)
مترادف و متضاد
attack
beat
castigate
criticize
1.The critic lambasted the movie in her article.
1. آن منتقد، آن فیلم را در مقاله اش به باد انتقاد گرفت.
2.the manager fiercely lambasted his team.
2. آن مدیر، تیم خود را به شدت به باد انتقاد گرفت.
3.the teacher lambasted his pupil.
3. آن معلم، شاگردش را سخت کتک زد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
lambast
lambada
lamb-chop
lamb's-quarter
lamb's lettuce
lambchop
lambda hyperon
lambda particle
lambdacism
lambency
کلمات نزدیک
lambast
lamb chops
lamb
lamasery
lamaism
lambing
lambswool
lame
lame duck
lame-duck
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان