خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . ناخن
2 . میخ
3 . میخ زدن
[اسم]
nail
/neɪl/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
ناخن
معادل ها در دیکشنری فارسی:
ناخن
1.Stop biting your nails!
1. از جویدن ناخنهایت دست بردار [ناخنهایت را نجو]!
nail clippers
ناخنگیر
2
میخ
معادل ها در دیکشنری فارسی:
میخ
a three-inch nail
یک میخ سه اینچی
hammer and nail
چکش و میخ
[فعل]
to nail
/neɪl/
فعل گذرا
[گذشته: nailed]
[گذشته: nailed]
[گذشته کامل: nailed]
صرف فعل
3
میخ زدن
میخ کردن
1.I nailed the pieces of wood together.
1. آن تکههای چوب را به هم میخ زدم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
naiki
naif
naias
naiant
nahuatl
nail art
nail bar
nail bed
nail brush
nail buffer
کلمات نزدیک
nahuatl
nah
nagging
nagger
nag
nail clippers
nail down
nail file
nail polish
nail polish remover
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان