خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . برهنه
2 . هنر برهنه
[صفت]
nude
/nud/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
برهنه
معادل ها در دیکشنری فارسی:
برهنه
عریان
عور
لخت
مترادف و متضاد
naked
1.a nude model
1. مدل برهنه
[اسم]
nude
/nud/
قابل شمارش
2
هنر برهنه
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
nuda
nucleus niger
nucleus
nucleotide
nucleosynthesis
nude dancing
nude mouse
nude painting
nude sculpture
nude statue
کلمات نزدیک
nucleus
nuclear weapon
nuclear waste
nuclear warhead
nuclear warfare
nudge
nudism
nudist
nudity
nugatory
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان