خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . خاورشناس
[اسم]
Orientalist
/ˌoːɹɪˈɛntəlˌɪst/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
خاورشناس
شرقشناس
معادل ها در دیکشنری فارسی:
خاورشناس
شرقشناس
مستشرق
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
orientalism
oriental shorthair
oriental cockroach
oriental beetle
oriental
orientalize
orientate
orientating
orientation
orientation course
کلمات نزدیک
orientalism
oriental
orient
orgy
orgasm
orientate
orientation
orienteering
orifice
origami
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان