خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . محکم (به چیزی) کوبیدن
[فعل]
to plough into
/plˈaʊ ˌɪntʊ/
فعل گذرا
[گذشته: ploughed into]
[گذشته: ploughed into]
[گذشته کامل: ploughed into]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
محکم (به چیزی) کوبیدن
محکم زدن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
plow horse
plow ahead
plow
plover
ploughwright
plowboy
plowed
plower
plowing
plowland
کلمات نزدیک
plough
plotter
plot
plosive
plop
plough on
ploughman’s lunch
plover
plow
plow back
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان