خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . پیشنیازی
2 . پیشنیاز
[صفت]
prerequisite
/ˌpriːˈrekwəzɪt/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
پیشنیازی
پیششرطی
formal
1.prerequisite knowledge
1. دانش پیشنیاز
[اسم]
prerequisite
/ˌpriːˈrekwəzɪt/
قابل شمارش
2
پیشنیاز
پیششرط
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پیشنیاز
لازمه
formal
مترادف و متضاد
precondition
1.A degree is an essential prerequisite for employment at this level.
1. مدرک داشتن در این سطح پیشنیازی ضروری برای استخدام است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
prerecorded
prerecord
prequel
prepyloric vein
prepupal
prerogative
pres young
presage
presbyope
presbyopia
کلمات نزدیک
prequel
prequalified
preposterous
prepossessing
prepositional phrase
prerogative
presage
presale
presbyopia
preschool
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان