خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . دستگاه خودکار (صنعتی)
[اسم]
robot
/ˈroʊbɑːt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دستگاه خودکار (صنعتی)
روبات
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آدمآهنی
آدممصنوعی
مترادف و متضاد
android
automaton
machine
1.These cars are built by robots.
1. این اتومبیل ها توسط دستگاه های خودکار صنعتی ساخته شده اند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
robitussin
robinsonade
robinia viscosa
robinia pseudoacacia
robinia hispida
robot bomb
robot dancing
robot pilot
robot vacuum cleaner
robotic
کلمات نزدیک
robinson
robin hood
robin
robertson
roberts
robotics
robust
robustly
rochester
rock
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان