خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . شغل دفتری
[اسم]
sinecure
/ˈsaɪnɪkjʊr/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
شغل دفتری
پشت میز نشینی، شغل پردرآمد و بی دردسر
مترادف و متضاد
profitable and easy job
soft job
1.The director was ousted from his sinecure when he angered the mayor.
1. مدیر وقتی شهردار را عصبانی کرد از شغل پردرآمد و بی دردسرش اخراج شد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
sine wave
sine qua non
sine die
sine
sindhi
sinequan
sinew
sinewy
sinful
sinfulness
کلمات نزدیک
sine qua non
sine
sindhi
sincerity
sincerely
sinew
sinewy
sinful
sing
sing along
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان