خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . نواختن (ساز زهی)
[فعل]
to strum
/strʌm/
فعل ناگذر
[گذشته: strummed]
[گذشته: strummed]
[گذشته کامل: strummed]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
نواختن (ساز زهی)
1.As she sang she strummed on a guitar.
1. همزمان که میخواند، گیتار هم مینواخت.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
struggling
struggler
struggle bus
struggle
strudel
strumming
strumpet
strung
strung-out
strut
کلمات نزدیک
struggle
structure
structurally
structuralism
structural engineering
strum a guitar
strung out
strung up
strut
strut one's stuff
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان