خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بیخبر
[صفت]
unaware
/ˌʌn.əˈwer/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more unaware]
[حالت عالی: most unaware]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بیخبر
ناآگاه
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بیاطلاع
بیخبر
نادان
ناآگاه
غافل
مترادف و متضاد
aware
1.He was unaware that the police were watching him.
1. او ناآگاه بود که پلیس او را زیر نظر داشت.
2.I was completely unaware of the problem.
2. من کاملا از آن مشکل بیخبر بودم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
unawakened
unavowed
unavoidably
unavoidable casualty
unavoidable
unawareness
unawares
unawed
unbacked
unbaffled
کلمات نزدیک
unavoidably
unavoidable
unavailable
unauthorized
unattractive
unawares
unbalance
unbalanced
unbearable
unbearably
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان