خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بالایی
[صفت]
upper
/ˈʌp.ər/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: uppermore]
[حالت عالی: uppermost]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بالایی
فوقانی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بالایی
علیا
فوقانی
بالادست
مترادف و متضاد
higher
lower
1.the upper floors are for senior partners.
1. طبقات بالایی برای شرکای ارشد است.
2.the upper lip
2. لب بالایی
تصاویر
کلمات نزدیک
upon
upmarket
upload videos
upload
uplifting
upper case
upper class
upper hand
upper house
upper jaw
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان