1 . منزوی
[صفت]

aloof

/əˈluːf/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more aloof] [حالت عالی: most aloof]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 منزوی گوشه‌گیر، نجوش

معادل ها در دیکشنری فارسی: نچسب نجوش منزوی
مترادف و متضاد distant remote
  • 1.He was a cold, aloof man.
    1. او مردی سرد و منزوی بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان