along


/əˈlɑŋ/
/əˈlɒŋ/

حرف اضافه
1
along [حرف اضافه]
1
در امتداد

مترادف:   across down throughout the length of
  • 1. یک پیاده‌روی عاشقانه در امتداد رودخانه
  • 2. در امتداد ساحل
  • 3. آنها به آهستگی در امتداد خیابان قدم زدند.
  • Houses had been built along both sides of the river .
    خانه‌هایی در امتداد هر دو طرف رودخانه ساخته شده بود.
  • شما دفتر او را درست در امتداد این راهرو پیدا خواهید کرد.

قید
1
along [قید]
1
به پیش

  • 1. He pointed out various landmarks as we drove along .
    1. همینطور که به پیش می‌راندیم، او به اماکن دیدنی مختلفی با دست اشاره می‌کرد.
  • 2. We were just walking along , chatting .
    2. ما فقط داشتیم صحبت کنان به پیش می رفتیم.

قید
2
along [قید]
2
همراه

  • We're going for a swim . Why don't you come along ?
    ما داریم برای شنا می‌رویم. چرا همراه ما نمی‌آیی؟
  • 1. I'll be along in a few minutes .
    1. من چند دقیقه دیگر همراه شما می‌آیم.
  • 2. Why don't you take him along with you ?
    2. چرا او را به همراه خود نمی‌بری؟

قید
3
along [قید]
3
پیشرفت

  • 1. بعد از پنج ساعت جراحی، حال "وندی" رو به پیشرفت [بهبودی] است.
  • 2. The book's coming along nicely .
    2. کتاب دارد به خوبی پیش می‌رود.