1 . عذرخواهی کردن
[فعل]

to apologize

/əˈpɑl.əˌdʒɑɪz/
فعل ناگذر
[گذشته: apologized] [گذشته: apologized] [گذشته کامل: apologized]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 عذرخواهی کردن

مترادف و متضاد ask forgiveness express regret say sorry
to apologize to somebody
از کسی عذرخواهی کردن
  • You shouldn't apologize to me.
    شما نباید از من عذرخواهی کنید.
to apologize for something
برای چیزی عذرخواهی کردن
  • We apologize for the late departure of this flight.
    ما بابت دیر پرواز کردن این هواپیما عذرخواهی می‌کنیم.
to apologize for doing something
برای انجام کاری عصبانی شدن
  • I apologize for losing my temper.
    من به خاطر عصبانی شدن عذرخواهی می‌کنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان