1 . نیشدار
[صفت]

caustic

/ˈkɔːstɪk/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more caustic] [حالت عالی: most caustic]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 نیشدار تند، پرکنایه

مترادف و متضاد bitter sarcastic scathing
  • 1.caustic comments
    1. نظرات نیشدار
  • 2.Her speech was a caustic attack on government officials.
    2. سخنرانی او حمله ای تند بر سر مقامات دولتی بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان