[اسم]

construction

/kənˈstrʌk.ʃən/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
under construction
در دست ساخت
  • This website is currently under construction.
    این وب‌سایت در حال حاضر در دست ساخت است.
construction of something
ساخت و ساز چیزی
  • the construction of a new airport
    ساخت و ساز یک فرودگاه جدید
construction site/industry
محل/صنعت ساخت و ساز
to begin/start construction
ساخت و ساز را شروع کردن/آغاز کردن
  • They have begun the construction of the new airport.
    آنها ساخت و ساز یک فرودگاه جدید را آغاز کرده‌اند.
to complete construction
ساخت و ساز را کامل کردن [تمام کردن]
  • We expect to complete construction in January.
    ما انتظار داریم ساخت و ساز را در ماه ژانویه تمام کنیم.

2 سازه ساختمان

معادل ها در دیکشنری فارسی: ساختمان
مترادف و متضاد building structure
construction workers
کارگران ساختمانی
  • Thousands of construction workers are out of work.
    هزاران کارگر ساختمانی از کار بیکار شدند.
construction materials
مصالح ساختمانی
  • expensive construction materials like cement and steel
    مصالح ساختمانی گران‌قیمت مانند سیمان و فولاد
a large steel construction
یک سازه فولادی بزرگ

3 ساختار (دستوری)

مترادف و متضاد composition formation structure
sentence/grammatical construction
ساختار جمله/دستوری
  • 1. difficult grammatical constructions
    1. ساختارهای دستوری دشوار
  • 2. Pay attention to sentence construction and check word order.
    2. به ساختار جمله توجه کن و توالی لغات را بررسی کن.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان