1 . پسر عمو/ دختر عمو/ پسر دایی/ دختر دایی/ پسر خاله/ دختر خاله/ پسر عمه/ دختر عمه
[اسم]

cousin

/ˈkʌz.ən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 پسر عمو/ دختر عمو/ پسر دایی/ دختر دایی/ پسر خاله/ دختر خاله/ پسر عمه/ دختر عمه زاده

  • 1.My brother's wife and I both had babies around the same time, so the cousins are very close in age.
    1. من و زن برادرم هر دو همزمان بچه دار شدیم برای همین سن زاده ها نزدیک به هم است.
توضیح درباره واژه cousin
واژه cousin به زاده عمه یا عمو یا خاله یا دایی گفته می شود. در زبان انگلیسی برخلاف زبان فارسی برای همه این نسبت ها از یک واژه (cousin) استفاده می کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان