[اسم]

dehydration

/ˌdihaɪˈdreɪʃən/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 کم‌‌آبی بدن

  • 1.The survivors were suffering from dehydration.
    1. بازماندگان، از کم آبی بدن رنج می بردند [بازماندگان دچار کم آبی بدن شده بودند].
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان