[اسم]

degree

/dəˈgriː/
قابل شمارش

1 درجه (دما یا زاویه)

معادل ها در دیکشنری فارسی: درجه زینه
  • 1.Water boils at 212 degrees Fahrenheit and 100 degrees centigrade.
    1. آب در (دمای) 212 درجه فارنهایت و 100 درجه سانتی‌گراد به جوش می‌آید.

2 مدرک دانشگاهی

معادل ها در دیکشنری فارسی: پایه مدرک تحصیلی
degree in something
مدرک (در) رشته دانشگاهی
  • 1. a degree in Economics
    1. مدرک اقتصاد
  • 2. Applicants must have a degree in Engineering.
    2. متقاضیان باید مدرک مهندسی داشته باشند.
  • 3. What is your degree in?
    3. مدرک دانشگاهی‌ات در چه رشته‌ای است؟

3 مقدار میزان، حد

معادل ها در دیکشنری فارسی: مرتبه
to a certain degree
تا حدی
  • I agree with you to a certain degree.
    من تا حدی با شما موافق هستم.
degree of something
مقدار چیزی
  • This job needs a high degree of skill.
    این کار به مقدار زیادی مهارت احتیاج دارد.
to an alarming degree
به میزان نگران‌کننده‌ای
  • During 2005, the number of violent attacks increased to an alarming degree.
    طی سال 2005، تعداد حملات خشونت‌آمیز به میزان نگران‌کننده‌ای افزایش یافت.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان