[اسم]

essence

/ˈesns/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
  • 1.The essence of the problem is that there is not enough money available.
    1. ماهیت مشکل این است که پول کافی در دسترس نیست.

2 اسانس عصاره

معادل ها در دیکشنری فارسی: اسانس چکیده عرق عصاره
مترادف و متضاد extract
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان