1 . برای آینده برنامه‌ریزی کردن
[فعل]

to look ahead

/lʊk ɐhɛd/
فعل ناگذر
[گذشته: looked ahead] [گذشته: looked ahead] [گذشته کامل: looked ahead]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 برای آینده برنامه‌ریزی کردن به آینده فکر کردن

  • 1.We are trying to look ahead and see what our options are.
    1. ما داریم سعی می‌کنیم برای آینده برنامه‌ریزی کنیم و ببینیم گزینه‌های انتخابی‌مان چه‌ها هستند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان