1 . مامان
[اسم]

mom

/mɑm/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 مامان

معادل ها در دیکشنری فارسی: مامان
informal
مترادف و متضاد mommy mother dad
  • 1.Aw, Mom, why can't I go?
    1. اَه، مامان چرا من نمی‌توانم بروم؟
  • 2.I miss my mom and dad a lot.
    2. دلم برای مامان و بابام خیلی تنگ شده.
توضیحاتی در رابطه با mom
معادل اسم mom در فارسی "مامان" است. به والد مؤنث یک کودک به‌صورت عامیانه mom یا مامان گفته می‌شود. در انگلیسی بریتانیایی واژه mom به شکل mum نوشته می‌شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان