[فعل]

to pare

/per/
فعل گذرا
[گذشته: pared] [گذشته: pared] [گذشته کامل: pared]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 پوست کندن پوست کردن

  • 1.She pared the apple.
    1. او سیب را پوست کند.

2 کاستن کم کردن، پایین آوردن

  • 1.The firm has not been able to pare costs fast enough.
    1. شرکت هنوز نتوانسته قیمت‌ها را به‌اندازه کافی سریع پایین بیاورد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان