1 . زبانزد 2 . وابسته به ضرب‌المثل
[صفت]

proverbial

/prəˈvɜːrbiəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more proverbial] [حالت عالی: most proverbial]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 زبانزد مشهور

معادل ها در دیکشنری فارسی: زبانزد
مترادف و متضاد famous well-known
  • 1.Their hospitality is proverbial.
    1. مهمان‌نوازی آنها زبانزد است.

2 وابسته به ضرب‌المثل ضرب‌المثلی، مثلی

a proverbial expression
یک عبارت ضرب‌المثلی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان