1 . جبران کردن
[فعل]

to reciprocate

/rɪˈsɪprəˌkeɪt/
فعل گذرا
[گذشته: reciprocated] [گذشته: reciprocated] [گذشته کامل: reciprocated]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 جبران کردن تلافی کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: تلافی کردن
مترادف و متضاد give in return requite respond return
  • 1.the favor was reciprocated.
    1. آن لطف جبران شده بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان