1 . از نو ساختن
[فعل]

to reinvent

/ˌriːɪnˈvent/
فعل گذرا
[گذشته: reinvented] [گذشته: reinvented] [گذشته کامل: reinvented]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 از نو ساختن به کلی تغییر دادن

  • 1.plans to reinvent the American educational system
    1. برنامه‌هایی برای او نو ساختن نظام آموزشی آمریکا
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان