1 . از قرار معلوم
[قید]

reportedly

/rɪˈpɔrtədli/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 از قرار معلوم بنا به گزارش، ظاهرا

  • 1.The students reportedly sent a representative, but she has not arrived yet.
    1. از قرار معلوم دانش آموزان یک نماینده فرستادند اما او هنوز نرسیده است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان