1 . ریتم
[اسم]

rhythm

/ˈrɪðəm/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 ریتم ضرب، نواخت

معادل ها در دیکشنری فارسی: آهنگ ریتم ضرب‌آهنگ
  • 1.abnormal heart rhythms
    1. ضربان نامنظم قلب
  • 2.music with a fast rhythm
    2. موسیقی با ضرب تند
  • 3.the rhythm of her breathing
    3. ریتم نفس کشیدن او
  • 4.The rhythm of the rain hitting the roof put him to sleep.
    4. ریتم باران که به سقف می خورد او را به خواب فرو برد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان