1 . ثبت‌نام کردن 2 . قرارداد بستن
[فعل]

to sign up

/saɪn ʌp/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: signed up] [گذشته: signed up] [گذشته کامل: signed up]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 ثبت‌نام کردن نام‌نویسی کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: نام‌نویسی کردن
مترادف و متضاد enroll register sign
to sign somebody up
کسی را ثبت‌نام کردن
  • Would you sign me up?
    مرا ثبت‌نام می‌کنی؟
to sign up for something
برای چیزی/در کلاسی ثبت‌نام کردن
  • 1. He signed up for a ten-week course.
    1. او برای یک دوره ده هفته‌ای ثبت‌نام کرد.
  • 2. I've signed up for dance classes.
    2. در کلاس رقص ثبت‌نام کرده‌ام.
کاربرد فعل sign up
فعل sign up یک فعل دو کلمه‌ای است که از ترکیب sign و up تشکیل شده‌است. این فعل هم به معنای ثبت‌نام کردن برای انجام کاری یا شرکت در دوره‌ای آموزشی و... است و هم به معنای ثبت‌نام کردن کسی در کلاس و... است.

2 قرارداد بستن قرارداد امضا کردن

مترادف و متضاد sign
to sign up with someone/something
با کسی/چیزی قرارداد بستن
  • The firm has signed up with a new Russian company.
    (آن) مؤسسه با یک شرکت روسی جدید قرارداد بسته‌است.
to sign up someone/to sign someone up
با کسی قرارداد امضا کردن/بستن
  • He saw the song's potential, and persuaded the company to sign her up.
    او پتانسیل آن ترانه را دید و شرکت را مجاب کرد که با او قرارداد امضا کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان