1 . رام کردنی
[صفت]

tractable

/ˈtræktəbəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more tractable] [حالت عالی: most tractable]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 رام کردنی مطیع، سر براه

مترادف و متضاد controllable obedient yielding intractable
  • 1.she has always been tractable and obedient, even as a child.
    1. او همیشه رام کردنی و مطیع بوده است، حتی به عنوان کودک.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان