1 . کشت‌نشده 2 . کم‌سواد
[صفت]

uncultivated

/ʌnˈkʌltɪveɪtɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more uncultivated] [حالت عالی: most uncultivated]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 کشت‌نشده زراعت‌نشده

مترادف و متضاد cultivated
  • 1.These meadowlands have lain uncultivated for centuries.
    1. این چمنزارها برای قرن‌ها کشت‌نشده باقی مانده‌اند.

2 کم‌سواد بدون تحصیلات

مترادف و متضاد educated
an ignorant and uncultivated soldier
یک سرباز جاهل و کم‌سواد
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان