1 . غیرمنطقی
[صفت]

unreasonable

/ʌnˈriː.zə.nə.bəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more unreasonable] [حالت عالی: most unreasonable]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 غیرمنطقی نامعقول

معادل ها در دیکشنری فارسی: نامعقول ناحساب غیرمنطقی گزاف
مترادف و متضاد reasonable
  • 1.It seems unreasonable to expect one person to do both jobs.
    1. به نظر غیرمنطقی می‌آید که از یک نفر انتظار داشت که هر دو کار را انجام دهد.
  • 2.unreasonable behavior
    2. رفتار غیرمنطقی
  • 3.unreasonable demands
    3. خواسته‌های نامعقول
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان