1 . سروته 2 . سروته
[صفت]

upside down

/ˌʌp.sɑɪdˈdɑʊn/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 سروته وارونه

  • 1.The painting looks like it's upside down to me.
    1. به‌نظرم می‌رسد که نقاشی سروته است.
[قید]

upside down

/ˌʌp.sɑɪdˈdɑʊn/
غیرقابل مقایسه

2 سروته وارونه

معادل ها در دیکشنری فارسی: چپه زیر و رو وارونه سرنگون سر و ته
  • 1.Turn the jar upside down and shake it.
    1. شیشه را سروته کن و تکان بده.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان