1 . عیب
[اسم]

la faille

/faj/
قابل شمارش مونث

1 عیب نقص، خلل

  • 1.L'ingénieur a trouvé une faille dans la construction.
    1. مهندس یک نقص در ساختمان پیدا کرد.
  • 2.Le programmeur a remarqué des failles dans le système de protection du site web.
    2. برنامه‌نویس متوجه عیب‌هایی در سیستم محافظتی وب سایت شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان