[صفت]

bitter

/ˈbɪ.tɐ/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: bitterer] [حالت عالی: bittersten]

1 تلخ تلخ مزه

  • 1. Der Kaffee schmeckt bitter.
    1 . قهوه مزه تلخ دارد.
  • 2. Der Obstsalat schmeckt etwas bitter. Am besten tust du etwas Zucker dazu.
    2 . سالاد میوه کمی تلخ مزه است. بهتر است کمی شکر به آن اضافه کنی.
  • 3. Hast du Zucker? Der Tee ist sehr bitter.
    3 . شکر دارید؟ این چای خیلی تلخ است.
کاربرد واژه bitter به معنای تلخ
صفت bitter در معنای اصلی به "تلخ مزه" است. از bitter برای اشاره به مزه های ناخوشایند استفاده می‌شود. مثلا:
"Mandeln schmecken bitter" (بادام‌ها تلخ مزه هستند.)
مانند فارسی در آلمانی هم از bitter یا تلخ برای اشاره به نوشیدنی های بدون شکر استفاده می‌شود (در اینجا دیگر مزه الزاما ناخوشایند نیست). مثلا: "bitterer Kaffee" (قهوه تلخ)
در آلمانی هم به شکل استعاره ای از bitter استفاده می‌شود. در شکل استعاره ای وقتی چیزی bitter یا تلخ است یعنی ناخوشایند و دردناک است. به مثال زیر توجه کنید:
"Das war ein bitterer Ausgang dieser Geschichte" (این یک پایان تلخ برای داستان بود)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان