[فعل]

durch­fal­len

/ˈdʊʁçˌfallən/
فعل بی قاعده فعل ناگذر
[گذشته: fiel durch] [گذشته: fiel durch] [گذشته کامل: durchgefallen] [فعل کمکی: haben ]

1 رد شدن پذیرفته نشدن

  • 1.bei einer Prüfung durchfallen
    1 . در امتحانی رد شدن

2 (به پایین) افتادن

  • 1.die kleinen Steine fallen durch
    1 . سنگ‌های کوچک به پایین افتادن
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان