[صفت]

siebente

/ˈziːbn̩tə/
غیرقابل مقایسه

1 هفتمین

  • 1.Ich sah sechs rote Autos, aber das siebte war blau.
    1 . من شش ماشین قرمز دیدم اما هفتمین (ماشین) آبی بود.
  • 2.Nach dem siebten erfolglosen Album löste sich die Musikgruppe auf.
    2 . گروه بعد از هفتمین آلبوم ناموفق منحل شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان