[اسم]

die Zeit

/tsaɪ̯t/
قابل شمارش مونث
[جمع: Zeiten] [ملکی: Zeit]

1 زمان

مترادف و متضاد Zeitpunkt Zeitraum
  • 1. Um diese Zeit ist hier wenig los.
    1 . در این زمان اینجا خبری نیست. [شلوغ نیست.]
  • 2. Zeit ist ein Mysterium.
    2 . زمان یک معماست.
etwas für alle Zeiten
چیزی برای همه زمان‌ها
die Zeit schnell/gut/... vergeht
زمان سریع/خوب/... می‌گذرد
  • Wie schnell die Zeit vergeht.
    چقدر سریع زمان می‌گذرد.
jemanden nach der Zeit fragen
از کسی زمان [ساعت] را پرسیدن
die Zeit Goethes/des Barocks/...
زمان گوته/باروک/...
kommende/künftige/... Zeiten
زمان آینده/آتی/...
Zeit haben
زمان داشتن
  • 1. Es ist noch früh. Wir haben noch viel Zeit.
    1. هنوز زود است. ما هنوز خیلی وقت داریم.
  • 2. Ich habe heute keine Zeit.
    2. من امروز وقت ندارم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان