[صفت]

adequate

/ˈædəkwət/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more adequate] [حالت عالی: most adequate]

1 کافی مناسب

معادل ها در دیکشنری فارسی: وافی
مترادف و متضاد enough sufficient inadequate insufficient
  • 1.A bedroom, kitchen, and bath were adequate shelter for his living needs.
    1. یک اتاق خواب، آشپزخانه و دستشویی پناهگاهی مناسب برای نیازهای زندگی‌اش است.
  • 2.Carlos was adequate at his job but he wasn't great.
    2. "کارلوس" مناسب کارش بود ولی خیلی عالی نبود.
  • 3.Rover was given an adequate amount of food to last him the whole day.
    3. به "روور" به اندازه کافی غذا می‌دادند تا تمام روز را (سیر) بماند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان