again


/əˈgen/
/əˈgɛn/

قید
1
again [قید]
1
دوباره از نو

مترادف:   anew another time once more over
  • Once again , the train was late .
    یکبار دیگر، قطار دیر کرد [تاخیر داشت].
  • بارها به او گفتم آن کار را نکنی.
  • من باید دوباره از نو همه چیز را بنویسم.