Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . به زمین انداختن (توسط باد)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to blow down
/bloʊ daʊn/
فعل گذرا
[گذشته: blew down]
[گذشته: blew down]
[گذشته کامل: blown down]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
به زمین انداختن (توسط باد)
1.The wind blew down my hat.
1. باد کلاهم را به زمین انداخت.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
blow doors off
blow cover
blow chow
blow brains out
blow away the cobwebs
blow dryer
blow fly
blow gas
blow head off
blow hot and cold
کلمات نزدیک
blow away
blow a tire
blow
blouse
blotting paper
blow it big time
blow it out one's ear
blow off
blow one's lines
blow one's lunch
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان