[صفت]

broad

/brɔd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: broader] [حالت عالی: broadest]

1 پهن عریض

معادل ها در دیکشنری فارسی: پهن عریض فراخ
مترادف و متضاد extensive in breadth large wide long narrow
  • 1.He has very broad shoulders.
    1. او شانه‌هایی بسیار پهن دارد [او چهار شانه است].

2 گسترده جامع

معادل ها در دیکشنری فارسی: گسترده
  • 1.We offer a broad range of products.
    1. ما مجموعه گسترده‌ای از محصولات را ارائه می‌دهیم [ما محصولات بسیاری را ارائه می‌دهیم].

3 غلیظ (لهجه)

a broad Yorkshire accent
لهجه غلیظ یورکشایری
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان