Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . باور داشتن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to buy into
/baɪ ˈɪntu/
فعل گذرا
[گذشته: bought into]
[گذشته: bought into]
[گذشته کامل: bought into]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
باور داشتن
اعتقاد داشتن
informal
1.She had never bought into the idea that to be attractive you have to be thin.
1. او هیچوقت به این ایده که برای جذاب بودن باید لاغر بود، اعتقاد نداشت.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
buy in
buy food
buy back
buy at
buy a lemon
buy it
buy off
buy out
buy the farm
buy time
کلمات نزدیک
burn off
build on
bubble over
brush aside
fuck with
call around
fucked by the fickle finger of fate
fuckery
chase up
chat up
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان