[اسم]

ceiling

/ˈsiː.lɪŋ/
قابل شمارش

1 سقف (درونی)

معادل ها در دیکشنری فارسی: سقف
مترادف و متضاد roof vault floor
  • 1.Look at all those lights hanging from the ceiling.
    1. به آن همه چراغ که از سقف آویزان هستند نگاه کن.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان