[اسم]

country

/ˈkʌntri/
قابل شمارش

1 کشور

مترادف و متضاد nation realm state
  • 1.The climate is cooler in the eastern part of the country.
    1. آب و هوا در قسمت شرقی کشور خنک‌تر است.
  • 2.Which is the largest country in South America?
    2. در آمریکای جنوبی کدام کشور بزرگترین است؟
a foreign country
یک کشور خارجی
  • She didn't know what life in a foreign country would be like.
    او نمی‌دانست زندگی در یک کشور خارجی چطور خواهد بود.
کاربرد واژه country به معنای کشور
واژه country به معنای کشور یکی از تقسیمات جغرافیایی است و به سرزمینی با مرزهای مشخص گفته می‌شود که دولت خود و قوانین مخصوص به خود را دارد. مثلا:
"European countries" (کشورهای اروپایی)
"a foreign country" (یک کشور خارجی)
country به معنای کشور هم با حرف تعریف a و هم با حرف تعریف the به‌کار می‌رود. وقتی می‌گوییم the country منظور کشور و مردم و ساکنین آن است و بیشتر مفهوم "ملت" را می‌رساند.
".They have the support of most of the country" (آنها حمایت بیشتر ملت را دارند.)

2 روستا (the country)

معادل ها در دیکشنری فارسی: ییلاقی ییلاق روستا
مترادف و متضاد countryside landscape terrain city
  • 1.He lives out in the country somewhere.
    1. او در جایی در روستا زندگی می‌کند.
  • 2.We spent a pleasant day in the country.
    2. ما روز دلپذیری را در روستا سپری کردیم.
کاربرد واژه country به معنای روستا
واژه country تنها با حرف تعریف the و در حالت مفرد معنای "روستا" می‌دهد و منظور از آن مناطق خارج از شهر است که مزرعه، جنگل و ... دارد.
"to live in the country" (در روستا زندگی کردن)
برخی اوقات the country معنای کشور و مردم و ساکنین آن را می‌دهد و مفهوم "ملت" را می‌رساند. باید با توجه به کلمات قبل و بعد و مفهوم جمله تشخیص دهیم کدام یک از معانی مورد نظر است.
".They have the support of most of the country" (آنها حمایت بیشتر ملت را دارند.)

3 کانتری (گونه‌ای موسیقی محلی آمریکایی)

مترادف و متضاد C & W country and western country music
  • 1.Not everybody likes country music.
    1. هر کسی از موسیقی کانتری خوشش نمی‌آید.
کاربرد واژه country به معنای موسیقی کانتری
واژه country در این کاربرد معنای نوعی سبک موسیقی را می‌دهد. این نوع سبک مربوط به ایالت‌های جنوب و وسترن آمریکا است و بیشتر با سازهایی نظیر گیتار، بانجو و ساز دهنی و ... نواخته می‌شود. به این نوع سبک country and western یا به اختصار C & W نیز گفته می‌شود. واژه country در این کاربرد اسمی غیر قابل شمارش محسوب می‌شود.

4 زمین (با ویژگی به‌خصوص) ناحیه

مترادف و متضاد land terrain
open/wooded, etc. country
زمین باز/جنگلی و ...
  • The park is a large area of open country.
    آن پارک، منطقه بزرگی از زمین باز است.
walking country
زمین پیاده‌روی
  • The Peak District is good walking country.
    "پیک دیستریکت" زمین پیاده‌روی خوبی است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان