[فعل]

to devour

/dɪˈvaʊər/
فعل گذرا
[گذشته: devoured] [گذشته: devoured] [گذشته کامل: devoured]

1 با ولع خوردن با ولع بلعیدن، فرو بردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: بلعیدن
formal
مترادف و متضاد eat up gobble gorge wolf down
  • 1.He devoured half of his burger in one bite.
    1. او نیمی از همبرگرش را با یک گاز با ولع خورد.
  • 2.The animal quickly devoured its prey.
    2. حیوان به سرعت شکارش را با ولع بلعید.

2 با علاقه و سریع خواندن

formal
مترادف و متضاد consume cram down eat up
  • 1.My aunt devours four or five mystery books each week.
    1. خاله‌ام هر هفته چهار یا پنج کتاب رمزآلود [پلیسی] را با علاقه و سریع می‌خواند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان