[صفت]

economic

/ˌiː.kəˈnɑm.ɪk/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more economic] [حالت عالی: most economic]

1 اقتصادی

معادل ها در دیکشنری فارسی: اقتصادی
  • 1.Lack of adequate economic policies
    1. کمبود سیاست‌های اقتصادی مناسب
  • 2.We have seen ten years of economic growth.
    2. ما شاهد ده سال رشد اقتصادی بوده‌ایم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان