[صفت]

energetic

/ˌɛnərˈʤɛtɪk/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more energetic] [حالت عالی: most energetic]

1 پرانرژی

معادل ها در دیکشنری فارسی: زنده‌دل فعال
  • 1.an energetic young woman
    1. یک خانم جوان پرانرژی
  • 2.He's very energetic, isn't he, for a man of his age?
    2. او خیلی پرانرژی است، نه، برای مردی به آن سن و سال؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان